بازیکنان یک تیم که وظیفهشان جلوگیری از حمله و گلزدن تیم مقابل است.
مثالهای طبیعی
Die Verteidigung blieb auch in der zweiten Halbzeit stabil.
خط دفاع در نیمهٔ دوم هم استوار ماند.
Unsere Verteidigung ließ dem Gegner kaum Raum.
خط دفاع ما فضای کمی در اختیار حریف گذاشت.
Mit zwei Wechseln stärkte der Trainer die Verteidigung.
مربی با دو تعویض خط دفاع را تقویت کرد.
نکتهٔ کاربردی
در ورزش، Verteidigung گروه بازیکنان خط دفاع است؛ این اسم معنای عمل دفاعکردن یا دفاع حقوقی را هم دارد.
درس کوتاه: Verteidigung
بازیکنان یک تیم که وظیفهشان جلوگیری از حمله و گلزدن تیم مقابل است. در ورزش، Verteidigung گروه بازیکنان خط دفاع است؛ این اسم معنای عمل دفاعکردن یا دفاع حقوقی را هم دارد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Verteidigung» مطابقت دارد؟
