معنی ۱neutral · 87%
نحوهٔ تقسیم، پخش یا تخصیص چیزی میان افراد، مکانها یا دستهها
مثالهای طبیعی
Die Verteilung der Aufgaben ist noch nicht ganz fair.
توزیع وظایف هنوز کاملاً عادلانه نیست.
Die Grafik zeigt die Verteilung der Altersgruppen.
نمودار توزیع گروههای سنی را نشان میدهد.
Die Verteilung der Hilfsgüter beginnt am Morgen.
توزیع اقلام امدادی صبح آغاز میشود.
نکتهٔ کاربردی
Verteilung هم میتواند فرایند توزیع را بیان کند و هم الگوی حاصل را. در دادهها، اغلب یعنی مقادیر چگونه میان دستهها یا بازهها پخش شدهاند.

