Vertreibung
C2اسمبیرون شدگی، اخراج، طرد
JadoLearn Dictionary
Vertreibung یعنی بیرون شدگی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بیرون شدگی، اخراج، طرد
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
عقب روی، بسرفت، عودت کردن
بیرون شدگی، اخراج، طرد
بیرون شدگی، اخراج، طرد
بیرون شدگی، اخراج، طرد
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.