با سنجش دلایل، هزینهها یا خطرهای مربوط، قابل توجیه یا پذیرفتنی
مثالهای طبیعی
Die Mehrkosten sind angesichts der längeren Nutzungsdauer vertretbar.
با توجه به عمر استفادهٔ طولانیتر، هزینههای اضافی قابل توجیهاند.
Das Risiko ist nur vertretbar, wenn der erwartete Nutzen deutlich überwiegt.
این خطر فقط زمانی قابل قبول است که فایدهٔ مورد انتظار بهوضوح بیشتر باشد.
Unter diesen Bedingungen halte ich den Kompromiss für vertretbar.
در این شرایط، این مصالحه را قابل دفاع میدانم.
نکتهٔ کاربردی
اغلب با halten für یا در ارزیابیهای غیرشخصی میآید و به آستانهای استدلالی از پذیرفتنیبودن اشاره دارد، نه صرفاً سلیقهٔ شخصی.
