معنی ۱neutral · 90%
در یک گروه، سازمان، رویداد، مجموعه یا بحث نمایندگیشده یا حاضر
مثالهای طبیعی
Auf der Konferenz sind mehr als zwanzig Länder vertreten.
در این کنفرانس بیش از بیست کشور نماینده دارند.
Im Ausschuss sind verschiedene Berufsgruppen vertreten.
در کمیته گروههای شغلی مختلف نمایندگی دارند.
Regionale Marken sind im neuen Sortiment stark vertreten.
برندهای منطقهای در مجموعهٔ جدید حضور پررنگی دارند.
نکتهٔ کاربردی
ساختار in + Dativ vertreten sein برای بیان حضور یا نمایندگی در نهادها و گروهها بسیار رایج است.
