معنی ۱neutral · 87%
فردی که از طرف شخص، گروه، شرکت یا نهادی عمل یا صحبت میکند
مثالهای طبیعی
Ein Vertreter der Firma nimmt an der Besprechung teil.
یکی از نمایندگان شرکت در جلسه شرکت میکند.
Vertreter verschiedener Organisationen kamen zur Konferenz.
نمایندگان سازمانهای مختلف به کنفرانس آمدند.
Morgen kommt ein Vertreter des Herstellers vorbei.
فردا نمایندهٔ شرکت سازنده میآید.
نکتهٔ کاربردی
جمع نیز همان Vertreter است: ein Vertreter، zwei Vertreter. در بافت تجاری، بسته به متن میتواند «نمایندهٔ فروش» هم باشد.

