معنی ۱neutral · 87%
تخلف، خطا یا واقعیتی رسواکننده را عمداً پنهان کردن
مثالهای طبیعی
Die Leitung soll interne Warnungen jahrelang vertuscht haben.
گفته میشود مدیریت سالها هشدارهای داخلی را لاپوشانی کرده است.
Fehler dürfen nicht vertuscht, sondern müssen dokumentiert werden.
خطاها نباید لاپوشانی شوند، بلکه باید ثبت شوند.
Der Bericht prüft, ob Verantwortliche den Vorfall bewusst vertuschten.
گزارش بررسی میکند آیا مسئولان حادثه را آگاهانه پنهان کردهاند یا نه.
نکتهٔ کاربردی
این فعل بر عمدیبودن تأکید دارد؛ صرفِ نگفتن چیزی لزوماً vertuschen نیست.
