فرد یا عملی را بهشدت نادرست دانستن و محکوم کردن؛ و در دادگاه، برای شخص مجازات تعیین کردن
مثالهای طبیعی
Die Organisation verurteilt jede Form von Gewalt.
سازمان هرگونه خشونت را محکوم میکند.
Das Gericht verurteilte ihn zu einer Geldstrafe.
دادگاه او را به پرداخت جریمه محکوم کرد.
Die Leitung verurteilte das Verhalten deutlich.
مدیریت آن رفتار را بهشدت محکوم کرد.
نکتهٔ کاربردی
برای محکومکردن عمومی یا اخلاقی، مفعول Akkusativ میآید. در زبان حقوقی ساخت jemanden zu einer Strafe verurteilen رایج است. بنابراین معادل انگلیسی بسته به بافت condemn یا sentence است.

