معنی ۱neutral · 87%
ویرانی گستردهای که منطقه، مکان یا سامانهای را بهشدت آسیبدیده بر جا میگذارد
مثالهای طبیعی
Der Sturm hinterließ in mehreren Dörfern schwere Verwüstungen.
طوفان در چند روستا ویرانی شدیدی بر جا گذاشت.
Die Chronik berichtet von den Verwüstungen des Krieges entlang der Handelsroute.
سالنامه از ویرانیهای جنگ در امتداد مسیر تجاری گزارش میدهد.
Die Verwüstung großer Waldflächen bedroht die Lebensgrundlage der Region.
ویرانی گستردهٔ جنگلها معیشت منطقه را تهدید میکند.
نکتهٔ کاربردی
جمع آن برای اشاره به آثار مشخص تخریب در چند مکان یا شکل مختلف رایج است.
