هیئتی مدیریتی یا نظارتی که مسئول تصمیمهای مهم سازمان است
مثالهای طبیعی
Der Verwaltungsrat genehmigte die neue Investitionsstrategie einstimmig.
هیئتمدیره راهبرد جدید سرمایهگذاری را به اتفاق آرا تصویب کرد.
Der Verwaltungsrat überwacht die Umsetzung der langfristigen Ziele.
هیئتمدیره بر اجرای اهداف بلندمدت نظارت میکند.
Sie wurde für vier Jahre in den Verwaltungsrat gewählt.
او برای چهار سال به عضویت هیئتمدیره انتخاب شد.
نکتهٔ کاربردی
نباید فرض کرد Verwaltungsrat از نظر حقوقی همیشه دقیقاً همان Vorstand یا Aufsichtsrat است؛ اصطلاحات با نظام حقوقی تغییر میکنند.
