فردی از خانواده مانند عمو، خاله یا پسرعمو
مثالهای طبیعی
Ein Verwandter aus Köln besucht uns am Wochenende.
این آخر هفته خویشاوندی از کلن به دیدن ما میآید.
Die Verwandte meiner Mutter lebt in Österreich.
خویشاوند مادرم در اتریش زندگی میکند.
Zu Weihnachten treffen wir viele Verwandte aus der ganzen Familie.
در کریسمس خویشاوندان زیادی از خانواده را میبینیم.
نکتهٔ کاربردی
Verwandte خویشاوند است و شکل آن بر اساس جنسیت، شمار، حرف تعریف و حالت دستوری تغییر میکند.
ترکیبهای رایج
اشتباه رایج
ein Verwandte
ein Verwandter
پس از ein، صورت مذکر در نومیناتیو پسوند -er میگیرد: ein Verwandter.
die Verwandte sind hier
die Verwandten sind hier
در جمع با حرف تعریف معین، die Verwandten به کار میرود.
درس کوتاه: خویشاوند و شکلهای آن
Verwandte یعنی خویشاوند. شکل آن با جنسیت و دستور تغییر میکند: der Verwandte، die Verwandte، die Verwandten.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام شکل جمع با حرف تعریف معین درست است؟
