دسترسی، استفاده یا بهرهمندی از چیزی را از کسی دریغ کردن
مثالهای طبیعی
Der Sicherheitsdienst verwehrte ihm den Zutritt zum abgesperrten Bereich.
نیروهای امنیتی ورود او به منطقهٔ بسته را منع کردند.
Finanzielle Hürden dürfen niemandem den Zugang zu Bildung verwehren.
موانع مالی نباید دسترسی کسی به آموزش را سلب کنند.
Das Gericht stellte fest, dass ihr rechtliches Gehör zu Unrecht verwehrt worden war.
دادگاه تشخیص داد حق شنیدهشدن او بهناحق سلب شده بود.
نکتهٔ کاربردی
از nicht erlauben رسمیتر است. الگوی رایج jemandem etwas verwehren است: شخص داتیو و چیزِ دریغشده آکوزاتیو.
