درگیر بودن در ماجرایی دشوار، جنجالی یا دردسرساز
مثالهای طبیعی
Die Untersuchung klärt seine mögliche Verwicklung in die Affäre.
تحقیق در حال بررسی احتمال درگیری او در آن ماجراست.
Die Verwicklung mehrerer Staaten in den Konflikt verlängerte die Krise erheblich.
درگیرشدن چند کشور در مناقشه بحران را بهطور چشمگیری طولانی کرد.
Das Unternehmen bestritt jede Verwicklung seiner Führungskräfte in die Preisabsprachen.
شرکت هرگونه دخالت مدیرانش در تبانی قیمتی را رد کرد.
نکتهٔ کاربردی
ساخت «Verwicklung in + Akkusativ» برای نامبردن ماجرا یا مناقشه بسیار رایج است.
