اطلاعات، رویدادها یا تغییرات را بهصورت نظاممند در گزارش یا دفتری ثبت کردن.
مثالهای طبیعی
Die Statistik verzeichnet einen deutlichen Anstieg der Besucherzahlen.
آمار افزایش چشمگیری در شمار بازدیدکنندگان ثبت میکند.
Das Protokoll verzeichnete drei technische Störungen.
صورتجلسه سه اختلال فنی را ثبت کرد.
Im Winter verzeichnet die Region häufig starke Winde.
این منطقه در زمستان اغلب بادهای شدیدی ثبت میکند.
نکتهٔ کاربردی
verzeichnen جدانشدنی است و در Perfekt با haben میآید: hat verzeichnet؛ معمولاً با رقمها، افزایشها، زیانها یا رویدادها میآید.
درس کوتاه: verzeichnen
اطلاعات، رویدادها یا تغییرات را بهصورت نظاممند در گزارش یا دفتری ثبت کردن. verzeichnen جدانشدنی است و در Perfekt با haben میآید: hat verzeichnet؛ معمولاً با رقمها، افزایشها، زیانها یا رویدادها میآید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «verzeichnen» مطابقت دارد؟
