معنی ۱neutral · 87%
با اختیار از استفاده، دریافت یا مطالبهٔ چیزی صرفنظر کردن، با اینکه امکان آن وجود دارد
مثالهای طبیعی
Ich verzichte unter der Woche auf Süßigkeiten.
در طول هفته از خوردن شیرینی صرفنظر میکنم.
Wegen der hohen Preise verzichten wir auf das Hotel.
بهدلیل قیمتهای بالا از هتل صرفنظر میکنیم.
Die Kundin verzichtet auf eine Rückerstattung.
مشتری از دریافت بازپرداخت صرفنظر میکند.
نکتهٔ کاربردی
در ساخت معمول، auf + Akkusativ الزامی است. بسته به بافت میتوان آن را «صرفنظر کردن، کنار گذاشتن یا چشمپوشی کردن» ترجمه کرد.

