معنی ۱neutral · 87%
جزئی تزئینی که برای زیباتر یا پرجزئیاتتر کردن چیزی افزوده میشود
مثالهای طبیعی
Die Fassade ist mit geometrischen Verzierungen versehen.
نمای ساختمان با تزئینات هندسی آراسته شده است.
Jede Verzierung wurde von Hand in das Holz geschnitzt.
هر تزئین با دست روی چوب کندهکاری شده است.
Der Entwurf kommt fast ohne dekorative Verzierungen aus.
طرح تقریباً بدون تزئینات اضافی است.
نکتهٔ کاربردی
Verzierung هم میتواند یک تزئین قابلشمارش و هم بهطور کلی تزئینکاری باشد؛ برای چند نقش، جمع رایج است.
