امید خود را از دست دادن، چون مسئلهای حلناشدنی یا تحملناپذیر بهنظر میرسد.
مثالهای طبیعی
Er verzweifelte fast an der komplizierten Steuererklärung.
او نزدیک بود از اظهارنامهٔ مالیاتی پیچیده ناامید شود.
Verzweifle nicht, wir suchen gemeinsam eine Lösung.
ناامید نشو؛ با هم راهحلی پیدا میکنیم.
Sie verzweifelte an der langen Wartezeit.
او از انتظار طولانی به ستوه آمد.
نکتهٔ کاربردی
verzweifeln اغلب با an + Dativ میآید: an einer Aufgabe verzweifeln. Perfekt آن با sein ساخته میشود: ist verzweifelt.
درس کوتاه: verzweifeln
امید خود را از دست دادن، چون مسئلهای حلناشدنی یا تحملناپذیر بهنظر میرسد. verzweifeln اغلب با an + Dativ میآید: an einer Aufgabe verzweifeln. Perfekt آن با sein ساخته میشود: ist verzweifelt.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «verzweifeln» مطابقت دارد؟
