معنی ۱neutral · 87%
بهطور رسمی اعتراض کردن و از این طریق تصمیم پیشنهادی را متوقف یا به چالش کشیدن
مثالهای طبیعی
Ein Mitgliedstaat legte gegen die Resolution Veto ein.
یکی از کشورهای عضو علیه قطعنامه وتو کرد.
Jedes Gründungsmitglied kann gegen grundlegende Satzungsänderungen Veto einlegen.
هر عضو مؤسس میتواند علیه تغییرات اساسی اساسنامه وتو کند.
Die Partei kündigte an, bei weiteren Kürzungen Veto einzulegen.
حزب اعلام کرد در برابر کاهشهای بیشتر وتو خواهد کرد.
نکتهٔ کاربردی
در جملهٔ اصلی ein جدا میشود: Die Regierung legt Veto ein. در مصدر با zu: Veto einzulegen.
