معنی ۱neutral · 87%
تصویری متحرک که بهصورت دیجیتال ضبط، ذخیره یا منتشر میشود
مثالهای طبیعی
Ich schicke dir das Video später.
ویدئو را بعداً برایت میفرستم.
Sie nimmt mit dem Handy ein kurzes Video auf.
او با گوشی یک ویدئوی کوتاه ضبط میکند.
Vor der Übung sehen wir ein Video.
قبل از تمرین یک ویدئو میبینیم.
نکتهٔ کاربردی
فعلهای رایج با آن aufnehmen، ansehen، schicken، teilen و hochladen هستند.

