معنی ۱neutral · 87%
عدد ترتیبی چهارم
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
چهارم
Հայերեն
չորրորդ
chorrord
مثالهای طبیعی
Am vierten Juli habe ich frei.
چهارم ژوئیه مرخصی دارم.
Lena ist die vierte Läuferin.
لنا دوندهٔ چهارم است.
Wir treffen uns im vierten Raum.
