vigilant
C2صفتمراقب، مراعات کننده، تمسخر
JadoLearn Dictionary
vigilant یعنی مراقب. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مراقب، مراعات کننده، تمسخر
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مراقب، مراعات کننده، قابل مباحثه
مراقب، مراعات کننده
مراقب، مراعات کننده
مراقب، مراعات کننده
مراقب، مراعات کننده، بیرون برنده
مراقب، مراعات کننده
تمسخر، استهزاء، فرح بخش
تمسخر، استهزاء
تمسخر، استهزاء، مراقب
تمسخر، استهزاء
تمسخر، استهزاء، بافراست
گروه دوست، معاشرتی، انسی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.