نشاندهندهٔ مهارت فنی، استادی و ظرافت استثنایی در اجرا
مثالهای طبیعی
Die Pianistin spielte die schwierigen Passagen virtuos und zugleich erstaunlich leicht.
پیانیست بخشهای دشوار را چیرهدستانه و در عین حال با سبکی شگفتانگیز اجرا کرد.
Der Regisseur verbindet die Zeitebenen auf virtuose Weise miteinander.
کارگردان لایههای زمانی را بهشکلی استادانه به هم پیوند میدهد.
Sie manövrierte virtuos zwischen den gegensätzlichen Interessen der Beteiligten.
او بهشکلی چیرهدستانه میان منافع متضاد طرفها مانور داد.
نکتهٔ کاربردی
این صفت بار بسیار مثبت دارد و هم مهارت و هم کنترل فنی چشمگیر را برجسته میکند.
