معنی ۱neutral · 87%
دقیقاً روبهرو یا چهرهبهچهره با کسی یا چیزی
مثالهای طبیعی
Wir saßen uns vis-à-vis und konnten ungestört sprechen.
روبروی هم نشسته بودیم و میتوانستیم بیمزاحمت صحبت کنیم.
Das Café liegt vis-à-vis vom Theater.
کافه درست روبهروی تئاتر قرار دارد.
Zum ersten Mal stand sie ihrem Kritiker vis-à-vis.
برای نخستین بار چهرهبهچهرهٔ منتقدش قرار گرفت.
نکتهٔ کاربردی
نوشتار با خط تیره و accent معیار است؛ gegenüber معمولاً از نظر سبکی سادهتر است.
