معنی ۱neutral · 87%
میزان نوسان قیمت، ارزش یا وضعیت در طول زمان
مثالهای طبیعی
Die Volatilität der Aktie nahm nach der Gewinnwarnung deutlich zu.
نوسانپذیری سهم پس از هشدار سود بهطور محسوسی افزایش یافت.
Anleger sollten Rendite und Volatilität gemeinsam betrachten.
سرمایهگذاران باید بازده و نوسانپذیری را با هم در نظر بگیرند.
Die hohe Volatilität der Energiepreise erschwert langfristige Planung.
نوسان زیاد قیمت انرژی برنامهریزی بلندمدت را دشوار میکند.
نکتهٔ کاربردی
Volatilität به نوسان اشاره دارد، نه الزاماً کاهش؛ نوسانپذیری بالا یعنی تغییرات بزرگ در هر دو جهت.
