اقدام، دستور یا تدبیر رسمی را اجرا کردن
مثالهای طبیعی
Die Behörde vollzog die angeordnete Schließung am folgenden Morgen.
اداره صبح روز بعد دستور تعطیلی را اجرا کرد.
Die Entscheidung darf erst nach Ablauf der Frist vollzogen werden.
تصمیم فقط پس از پایان مهلت قابل اجراست.
Die Trauung wurde im kleinen Kreis vollzogen.
مراسم ازدواج در جمعی کوچک انجام شد.
نکتهٔ کاربردی
از durchführen رسمیتر است و اغلب با اختیار حقوقی یا نهادی پیوند دارد.
