از دید عمومی ناپدید شدن یا دیگر بهطور آشکار حاضر و فعال نبودن
مثالهای طبیعی
Nach dem Skandal verschwand der Moderator für mehrere Jahre von der Bildfläche.
پس از رسوایی، مجری برای چند سال از صحنهٔ عمومی ناپدید شد.
Viele kleine Anbieter sind nach der Marktbereinigung von der Bildfläche verschwunden.
پس از ساماندهی بازار، بسیاری از عرضهکنندگان کوچک از صحنه حذف شدند.
Der einst einflussreiche Politiker ist fast vollständig von der Bildfläche verschwunden.
آن سیاستمدار زمانی بانفوذ تقریباً کاملاً از صحنهٔ عمومی محو شده است.
نکتهٔ کاربردی
این عبارت مجازی است و معمولاً به ناپدید شدن از دید عمومی اشاره دارد، نه ناپدید شدن فیزیکی واقعی.
