از یک برنامه، اصل، معیار یا موضع قبلی عدول کردن یا دست کشیدن
مثالهای طبیعی
Die Delegation wollte von ihrer ursprünglichen Forderung nicht abgehen.
هیئت مذاکرهکننده نمیخواست از خواستهٔ اولیهٔ خود عدول کند.
Nur in begründeten Ausnahmefällen darf von diesem Verfahren abgegangen werden.
فقط در موارد استثنایی و موجه میتوان از این روش عدول کرد.
Nach den neuen Zahlen ist der Vorstand vom bisherigen Kurs abgegangen.
پس از انتشار ارقام جدید، هیئتمدیره از مسیر قبلی خود عدول کرد.
نکتهٔ کاربردی
متمم با «von + Dativ» میآید. در جملهٔ اصلی با فعل صرفشده، پیشوند جدا میشود: Er geht von seinem Plan ab.
