vor Anker liegen
C2فعللنگر، لنگر انداختن، لنگر لنگر انداختن
JadoLearn Dictionary
vor Anker liegen یعنی لنگر. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
لنگر، لنگر انداختن، لنگر لنگر انداختن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
غثیان کردن، استفراغ، استفراغ کردن
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
ترش، ترشمزه، ترشیده
تغییرات اساسی دادن، انقلابی کردن، الهام کردن
سرچشمه، منبع، مایه
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
مظایقه کردن، یدکی، زاپاس
مظایقه کردن، یدکی، زاپاس
تهییج شدن، تهییج کردن، هیجان داشتن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.