فرد دیگری را برای پیشبرد منافع خود به خدمت گرفتن یا ابزاری کردن، اغلب بدون شفافگویی کامل دربارهٔ هدف
مثالهای طبیعی
Die Initiative ließ sich nicht vor den Karren einer Partei spannen.
این ابتکار نپذیرفت ابزار اهداف یک حزب شود.
Er versucht ständig, Kollegen vor seinen Karren zu spannen.
او مدام تلاش میکند همکاران را ابزار منافع خودش کند.
Wissenschaftler sollten sich nicht vor den Karren kurzfristiger Kampagnen spannen lassen.
پژوهشگران نباید اجازه دهند کارزارهای کوتاهمدت از آنها برای اهداف خود استفاده کنند.
نکتهٔ کاربردی
این اصطلاح معمولاً انتقادی است و بر ابزار قرار دادن فرد تأکید دارد، نه همکاری خنثی.
