معنی ۱neutral · 82%
در روندی پیشرفت کردن یا به مرحلهای جلوتر رسیدن.
مثالهای طبیعی
Die Verhandlungen gehen langsam voran.
مذاکرات آهسته پیش میرود.
Mit dem Umbau geht es endlich voran.
بازسازی بالاخره دارد پیش میرود.
Die Arbeit ging nach der Pause besser voran.
کار پس از استراحت بهتر پیش رفت.
نکتهٔ کاربردی
vorangehen جداشدنی است و در Perfekt با sein میآید: ist vorangegangen؛ اغلب دربارهٔ کار، برنامهریزی یا مذاکره است.
درس کوتاه: vorangehen
در روندی پیشرفت کردن یا به مرحلهای جلوتر رسیدن. vorangehen جداشدنی است و در Perfekt با sein میآید: ist vorangegangen؛ اغلب دربارهٔ کار، برنامهریزی یا مذاکره است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «vorangehen» مطابقت دارد؟
