vorausgehen
C2فعلباز داشتن، بازداشتن از، مانع شدن
JadoLearn Dictionary
vorausgehen یعنی باز داشتن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
باز داشتن، بازداشتن از، مانع شدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
باز داشتن، بازداشتن از، مانع شدن
باز داشتن، بازداشتن از، مانع شدن
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
ترش، ترشمزه، ترشیده
تغییرات اساسی دادن، انقلابی کردن، الهام کردن
سرچشمه، منبع، مایه
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
مظایقه کردن، یدکی، زاپاس
مظایقه کردن، یدکی، زاپاس
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.