توانایی پیشبینی پیامدهای محتمل آینده و عمل سنجیده از پیش
مثالهای طبیعی
Mit etwas mehr Voraussicht hätte das Unternehmen die Liquiditätskrise vermeiden können.
با کمی دوراندیشی بیشتر، شرکت میتوانست از بحران نقدینگی جلوگیری کند.
Die Entscheidung zeugt von Voraussicht, weil sie künftige Verkehrsströme berücksichtigt.
این تصمیم نشاندهندهٔ آیندهنگری است، چون جریانهای ترافیکی آینده را در نظر میگیرد.
Der Mangel an Voraussicht machte teure Nachbesserungen unvermeidlich.
کمبود دوراندیشی باعث شد اصلاحات پرهزینه اجتنابناپذیر شود.
نکتهٔ کاربردی
برخلاف صرفِ پیشبینی، «Voraussicht» معمولاً برنامهریزی سنجیده بر پایهٔ پیامدهای پیشبینیشده را هم میرساند.
