معنی ۱neutral · 90%
تمامشده؛ دیگر ادامه ندارد
مثالهای طبیعی
Die Veranstaltung ist schon vorbei.
رویداد دیگر تمام شده است.
Der Urlaub ist leider vorbei.
متأسفانه تعطیلات تمام شده است.
Der starke Regen ist endlich vorbei.
باران شدید بالاخره تمام شد.
نکتهٔ کاربردی
این معنی اغلب با sein میآید: Die Prüfung ist vorbei.
ترکیبهای رایج
— تمام شده بودن
