معنی ۱neutral · 90%
چیزی یا خود را برای رویداد یا فعالیت آینده آماده کردن
مثالهای طبیعی
Ich bereite die Präsentation für morgen vor.
ارائهٔ فردا را آماده میکنم.
Sie bereitet sich auf die Prüfung vor.
او برای امتحان آماده میشود.
Wir haben das Essen schon vorbereitet.
غذا را از قبل آماده کردهایم.
نکتهٔ کاربردی
برای آمادهشدن شخصی ساخت sich auf + Akkusativ vorbereiten رایج است.
ترکیبهای رایج
— امتحان را آماده کردن

