معنی ۱neutral · 86%
کارها یا اقداماتی که پیش از یک رویداد، وظیفه، آزمون یا فعالیت انجام میشوند
مثالهای طبیعی
Die Vorbereitung auf die Prüfung dauert mehrere Wochen.
آمادگی برای امتحان چند هفته طول میکشد.
Wir beginnen heute mit den Vorbereitungen für das Fest.
امروز آمادهسازی جشن را شروع میکنیم.
Eine gute Vorbereitung macht die Präsentation sicherer.
آمادگی خوب ارائه را مطمئنتر میکند.
نکتهٔ کاربردی
الگوهای رایج Vorbereitung auf + Akkusativ و Vorbereitungen für + Akkusativ هستند.

