از پیش اقدامکردن تا احتمال بروز مشکل یا بیماری کمتر شود.
مثالهای طبیعی
Regelmäßige Bewegung kann Rückenschmerzen vorbeugen.
فعالیت منظم میتواند از کمردرد پیشگیری کند.
Wir impfen die Tiere, um der Krankheit vorzubeugen.
برای پیشگیری از بیماری، حیوانات را واکسینه میکنیم.
Gute Planung beugt unnötigen Verzögerungen vor.
برنامهریزی خوب از تأخیرهای غیرضروری جلوگیری میکند.
نکتهٔ کاربردی
vorbeugen جداشدنی است: Die Maßnahme beugt vor؛ در این معنا معمولاً داتیو میگیرد: einer Krankheit vorbeugen؛ Perfekt: hat vorgebeugt.
درس کوتاه: vorbeugen
از پیش اقدامکردن تا احتمال بروز مشکل یا بیماری کمتر شود. vorbeugen جداشدنی است: Die Maßnahme beugt vor؛ در این معنا معمولاً داتیو میگیرد: einer Krankheit vorbeugen؛ Perfekt: hat vorgebeugt.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «vorbeugen» مطابقت دارد؟
