معنی ۱neutral · 86%
شخص یا الگویی که رفتار یا ویژگیهایش شایستهٔ تقلید یا پیروی دانسته میشود
مثالهای طبیعی
Die Lehrerin ist für viele Schüler ein Vorbild.
این معلم برای بسیاری از دانشآموزان الگوست.
Der Spieler ist nicht nur sportlich, sondern auch als Mensch ein Vorbild.
این بازیکن نهفقط از نظر ورزشی، بلکه از نظر انسانی هم الگوست.
Kinder lernen viel am Vorbild der Erwachsenen.
کودکان از الگوی رفتاری بزرگسالان چیزهای زیادی یاد میگیرند.
نکتهٔ کاربردی
Vorbild معمولاً بار مثبت دارد؛ Beispiel خنثیتر است و به هر نوع مثال یا نمونهای میتواند اشاره کند.

