معنی ۱neutral; formal · 82%
برای دورهٔ کنونی، تا زمانی که تصمیم یا تغییری بعداً رخ دهد.
مثالهای طبیعی
Vorerst bleibt die Straße wegen Bauarbeiten gesperrt.
فعلاً خیابان بهدلیل ساختوساز بسته میماند.
Wir verschieben die Entscheidung vorerst.
فعلاً تصمیمگیری را عقب میاندازیم.
Vorerst arbeitet er weiter im alten Büro.
او فعلاً در دفتر قدیمی به کار ادامه میدهد.
نکتهٔ کاربردی
vorerst گفته را به زمان حال محدود میکند و تغییر بعدی را ممکن میگذارد؛ لزوماً بهمعنای مدتی بسیار کوتاه نیست.
درس کوتاه: vorerst
برای دورهٔ کنونی، تا زمانی که تصمیم یا تغییری بعداً رخ دهد. vorerst گفته را به زمان حال محدود میکند و تغییر بعدی را ممکن میگذارد؛ لزوماً بهمعنای مدتی بسیار کوتاه نیست.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «vorerst» مطابقت دارد؟
