معنی ۱neutral; reporting · 82%
رویدادی غیرمعمول یا ناخواسته که نیازمند توجه یا واکنش است.
مثالهای طبیعی
Der Vorfall wurde sofort der Polizei gemeldet.
رویداد فوراً به پلیس گزارش شد.
Während der Veranstaltung gab es keinen Vorfall.
در طول برنامه هیچ حادثهای رخ نداد.
Die Firma untersuchte den Vorfall im Lager.
شرکت رویداد انبار را بررسی کرد.
نکتهٔ کاربردی
Vorfall مذکر و جمع آن Vorfälle است؛ در گزارشها رایج و از Streit یا Ärger خنثیتر است.
درس کوتاه: Vorfall
رویدادی غیرمعمول یا ناخواسته که نیازمند توجه یا واکنش است. Vorfall مذکر و جمع آن Vorfälle است؛ در گزارشها رایج و از Streit یا Ärger خنثیتر است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Vorfall» مطابقت دارد؟
