معنی ۱neutral; professional · 82%
فردی که پیش از شخص کنونی یک سمت یا وظیفه را بر عهده داشته است.
مثالهای طبیعی
Mein Vorgänger hinterließ genaue Arbeitsnotizen.
پیشین من یادداشتهای کاری دقیقی بهجا گذاشت.
Die neue Leiterin sprach mit ihrem Vorgänger.
مدیر جدید با پیشین خود صحبت کرد.
Der Vorgänger des Geschäftsführers hatte das Projekt gestartet.
مدیر پیشین پروژه را آغاز کرده بود.
نکتهٔ کاربردی
Vorgänger مذکر و صورت مؤنث آن Vorgängerin است؛ اغلب با مضافالیه میآید: der Vorgänger des Direktors.
درس کوتاه: Vorgänger
فردی که پیش از شخص کنونی یک سمت یا وظیفه را بر عهده داشته است. Vorgänger مذکر و صورت مؤنث آن Vorgängerin است؛ اغلب با مضافالیه میآید: der Vorgänger des Direktors.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Vorgänger» مطابقت دارد؟
