شیوهای منظم برای انجام کاری یا حل مرحلهبهمرحلهٔ مسئلهای.
مثالهای طبیعی
Unsere Vorgehensweise spart bei der Prüfung viel Zeit.
روش کار ما هنگام بررسی در وقت زیادی صرفهجویی میکند.
Die Ärztin erklärte die weitere Vorgehensweise.
پزشک شیوهٔ ادامهٔ کار را توضیح داد.
Wir änderten die Vorgehensweise nach dem ersten Versuch.
پس از نخستین تلاش، روش کار را تغییر دادیم.
نکتهٔ کاربردی
Vorgehensweise مؤنث و جمع آن Vorgehensweisen است؛ فعلهای wählen، ändern و erklären با آن رایجاند.
درس کوتاه: Vorgehensweise
شیوهای منظم برای انجام کاری یا حل مرحلهبهمرحلهٔ مسئلهای. Vorgehensweise مؤنث و جمع آن Vorgehensweisen است؛ فعلهای wählen، ändern و erklären با آن رایجاند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Vorgehensweise» مطابقت دارد؟
