vorgreifen
C2فعلپیشدستی کردن، پیشبینی کردن، انتظار داشتن
JadoLearn Dictionary
vorgreifen یعنی پیشدستی کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
پیشدستی کردن، پیشبینی کردن، انتظار داشتن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پیشدستی کردن، پیشبینی کردن، انتظار داشتن
پیشدستی کردن، پیشبینی کردن، انتظار داشتن
پیشدستی کردن، پیشبینی کردن، انتظار داشتن
محرم ساختن، صمیمی، دمساز شدن
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
ترش، ترشمزه، ترشیده
تغییرات اساسی دادن، انقلابی کردن، الهام کردن
سرچشمه، منبع، مایه
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.