معنی ۱neutral · 86%
فعالیت، قصد یا پروژهای برنامهریزیشده که کسی میخواهد اجرا کند
مثالهای طبیعی
Das Bauvorhaben wurde genehmigt.
طرح ساختوساز تأیید شد.
Das Vorhaben ist ehrgeizig, aber realistisch.
این طرح بلندپروازانه اما واقعبینانه است.
Für das Vorhaben werden zusätzliche Mittel benötigt.
برای این پروژه بودجهٔ بیشتری لازم است.
نکتهٔ کاربردی
Vorhaben از Plan رسمیتر است و اغلب به یک پروژه یا اقدام مشخص اشاره دارد.

