گذشته، خطا یا گفتهای را به رخ کسی کشیدن و بابت آن سرزنش کردن
مثالهای طبیعی
Sie hielt ihm noch Jahre später seinen damaligen Verrat vor.
او حتی سالها بعد هم خیانت آن زمانش را به رخش میکشید.
Man kann mir nicht ständig denselben Fehler vorhalten.
نمیشود مدام همان اشتباه را به رخ من کشید.
Der Abgeordnete hielt der Regierung ihre früheren Versprechen vor.
نماینده وعدههای قبلی دولت را به رخ آن کشید.
نکتهٔ کاربردی
این معنا بینفردی و معمولاً منفی است؛ داتیو شخصی را نشان میدهد که سرزنش متوجه اوست.
