معنی ۱neutral · 87%
وضعیت یا واقعیتِ موجود بودنِ چیزی لازم، قابل مشاهده یا مرتبط
مثالهای طبیعی
Das Vorhandensein einer wirksamen Einwilligung muss dokumentiert werden.
وجود رضایت معتبر باید مستند شود.
Das Vorhandensein bestimmter Marker deutet auf eine frühere Belastung hin.
وجود برخی نشانگرها به مواجههٔ قبلی اشاره دارد.
Vor Beginn wird das Vorhandensein aller erforderlichen Genehmigungen geprüft.
پیش از شروع، وجود همهٔ مجوزهای لازم بررسی میشود.
نکتهٔ کاربردی
«Vorhandensein» از صفت «vorhanden» رسمیتر و انتزاعیتر است و در نثر اداری، علمی و حقوقی زیاد دیده میشود.
