پارچهای آویخته جلوی پنجره یا گشودگی برای پوشاندن دید یا نور.
مثالهای طبیعی
Morgens öffnet er die Vorhänge im Schlafzimmer.
او صبحها پردههای اتاق خواب را باز میکند.
Der dicke Vorhang hält das Straßenlicht fern.
پردهٔ ضخیم نور خیابان را دور نگه میدارد.
Der Vorhang öffnete sich kurz vor Beginn des Stücks.
پرده کمی پیش از شروع نمایش باز شد.
نکتهٔ کاربردی
Vorhang مذکر و جمع آن Vorhänge است؛ پرده را کنار میزنند یا میبندند و پردهٔ صحنه میان صحنه و سالن فاصله میاندازد.
درس کوتاه: Vorhang
پارچهای آویخته جلوی پنجره یا گشودگی برای پوشاندن دید یا نور. Vorhang مذکر و جمع آن Vorhänge است؛ پرده را کنار میزنند یا میبندند و پردهٔ صحنه میان صحنه و سالن فاصله میاندازد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Vorhang» مطابقت دارد؟
