معنی ۱neutral · 86%
کمی پیش، معمولاً در همان روز یا در گذشتهٔ بسیار نزدیک
مثالهای طبیعی
Ich habe Frau Klein vorhin im Flur gesehen.
کمی پیش خانم کلاین را در راهرو دیدم.
Vorhin hat die Datei noch funktioniert.
کمی پیش فایل هنوز کار میکرد.
Er hat vorhin angerufen und eine Nachricht hinterlassen.
او کمی پیش تماس گرفت و پیام گذاشت.
نکتهٔ کاربردی
vorhin قید زمان برای گذشتهٔ نزدیک است؛ vorher یعنی «قبلتر» نسبت به رویدادی دیگر و همیشه قابلجایگزینی نیست.
