معنی ۱neutral; administrative · 82%
الگو یا سندی که مبنای تهیهٔ نسخهای دیگر قرار میگیرد.
مثالهای طبیعی
Nutzen Sie diese Vorlage für den nächsten Bericht.
برای گزارش بعدی از این الگو استفاده کنید.
Die Vorlage enthält Felder für Name und Adresse.
الگو بخشهایی برای نام و نشانی دارد.
Er änderte die Vorlage für die neue Abteilung.
او الگو را برای بخش جدید تغییر داد.
نکتهٔ کاربردی
Vorlage مؤنث و جمع آن Vorlagen است؛ میتوان nach einer Vorlage کار کرد؛ در بافت رسمی به معنای طرحِ ارائهشده هم هست.
درس کوتاه: Vorlage
الگو یا سندی که مبنای تهیهٔ نسخهای دیگر قرار میگیرد. Vorlage مؤنث و جمع آن Vorlagen است؛ میتوان nach einer Vorlage کار کرد؛ در بافت رسمی به معنای طرحِ ارائهشده هم هست.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Vorlage» مطابقت دارد؟
