شخصی که قانوناً برای نمایندگی و حمایت از منافع کودک یا نوجوانی که سرپرست دارای حق حضانت ندارد تعیین میشود
مثالهای طبیعی
Das Familiengericht bestellte eine erfahrene Sozialpädagogin zur Vormundin.
دادگاه خانواده یک مددکار اجتماعی باتجربه را بهعنوان قیم منصوب کرد.
Der Vormund unterschrieb die erforderlichen Unterlagen für den Jugendlichen.
قیم مدارک لازم را برای نوجوان امضا کرد.
Ein Vormund muss die Interessen des Minderjährigen unabhängig vertreten.
قیم باید منافع فرد نابالغ را بهطور مستقل نمایندگی کند.
نکتهٔ کاربردی
دامنهٔ دقیق حقوقی بسته به نظام قضایی متفاوت است؛ در کاربرد حقوقی معاصر آلمان این واژه بهویژه با قیمومت افراد نابالغ مرتبط است.
