معنی ۱formal; descriptive · 82%
در ظاهر، آداب یا رفتار اجتماعی شیک و بافرهنگ.
مثالهای طبیعی
Das Restaurant empfängt Gäste in einem vornehmen Speisesaal.
رستوران از مهمانان در سالن غذاخوری باشکوه پذیرایی میکند.
Sie trug ein schlichtes, aber vornehmes Kleid.
او لباسی ساده اما شیک پوشیده بود.
Sein vornehmer Ton wirkte freundlich, nicht distanziert.
لحن باوقار او دوستانه بود، نه سرد.
نکتهٔ کاربردی
vornehm هم سبک آراسته و هم جایگاه اجتماعی والا را توصیف میکند؛ درجهپذیر است: vornehmer، am vornehmsten.
درس کوتاه: vornehm
در ظاهر، آداب یا رفتار اجتماعی شیک و بافرهنگ. vornehm هم سبک آراسته و هم جایگاه اجتماعی والا را توصیف میکند؛ درجهپذیر است: vornehmer، am vornehmsten.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «vornehm» مطابقت دارد؟
